تبليغاتX
دغدغه های امروزی - میرمردمی...


دغدغه های امروزی

نداری جرات فریاد خودت را در قفس گم کن...دلیلش را کسی پرسید بگو مشتاق تنهایی

 

به قول قدیمی ها:«موش می افته در کاسه آدم وسواسی ». من همیشه از سیاست دوری می کردم و به زبان روشنفکرای امروزی "سیاست گریز" بودم تا اینکه بلایی که نباید بر سرم آمد. حالا من مانده ام و 3صفحه ی سیاسی و ... این هم آخرین آشی که در بحبوحه ی انتخابات پخته ام،  به جبر روزگار و بی کاری در خانه که خود موید این نکته است که "پسر تو یکی سیاسی بشو نیستی". خودتان بخوانید و قضاوت هم با شخص شخیص خودتان...

میرمردمی

کنفسیوس می گوید: « اگر مردم مرا نشناسند، غصه نخواهم خورد ولی من اگر مردم را نشناسم، افسرده خواهم بود». و این داستان امروز مردی ست که بعد از سکوتی بیست واندی ساله می خواهد در راس امور اجرایی کشوری قرار گیرد که مردمانش را به خوبی می شناسد.

البته «میراصلاحات» در این بیست واندی سال سکوت نکرده بود، این ابتکار یا بهتر بگویم «رندی»حریف بود که واژه «سکوت» را می خواست در ذهن  من و شما نهادینه کند. شاید در این ترفند موفقیت هایی هم کسب کرد ولی حلاوت این موفقیت ها به معنایی شیرین کردن دهان آنها در 24 خردادماه 88 نخواهد بود.

نمی دانیم تعبیر حریف از سکوت را چگونه معنا کنیم. این سوال را بارها در ذهن مان مرور کرده ایم، ولی هر بار نتوانسته ایم برای «سکوت» محلی از اعراب پیدا کنیم. اگر مشاور مقام معظم رهبری بودن سکوت است، اگر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بودن معنای سکوت را می رساند، اگر ریاست بر فرهنگستان هنر معنای سکوت را تداعی می کند، اگر ...؟!

حریف البته ادله های مختلف دیگری را نیز در ساز و کار خود برای خنثی کردن موج سبز میرحسینی اندیشیده ولی آنچه این روزهای باقی  مانده تا انتخابات 88، فضای شهر را در نوردیده، کوچه به کوچه و خانه به خانه سیال است، حضور گسترده مردمی است که حالا دیگر با او غریبه نیستند. او را به خوبی همان دوران دفاع مقدس می شناسند. و می دانند که اگر امروز به صحنه آمده، هدفی جز برای همین مردم کوچه و بازار و خیابان در سر و ذهن ندارد.

حریف مشخصه های مردی را تصویر کرده که خوی و خلقی امروزی ندارد و در اندیشه های همان دوران جنگ منجمد شده ولی آیا این مختصات مردی ست که با اندیشه های امروزی مردم سرزمین اش غریبه باشد؟ میرحسین بزرگترین فاکتور یک رجال سیاسی را در خود دارد و آن چیزی نیست جز همین «مردم شناسی». و این مولفه کافی است تا بدانی از آمدنت چه می خواهی و به دنبال چه خواهی بود. 

استقبال های با شکوه از «میراصلاحات» در سفرهای استانی چیزی جز این را نمی رساند که مردم با اندیشه های او همسوی و همراه اند و از او «تغییر» را می خواهند.  تغییر در ساختار اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشوری که دوستش می داریم و سرنوشتش گره خورده با خون فرزندان و اشک دیده مادران و مشت های محکم پدرانمان در دیروزی های انقلاب و جنگ و سازندگی و... است.

اگر این موجی که امروز او را در شهرها، دانشگاه ها و مراکز مختلف هنری و فرهنگی و... همراهی می کنند، تا 22 خردادماه ادامه بیابد، شک نکنید میرحسین، مردمی ترین رئیس جمهور تاریخ انقلاب بعد از «شهید رجائی» خواهد بود و قرابت اندیشه های امروز مهندس موسوی با «رئیس جمهور شهید» نیز موید همین مردمی بودن اوست.

اما زنجیره مردمی باید 22خردادماه را به روزی فراموش ناشدنی بدل سازند که تا سال ها در خاطره خوش مردم نقش ببندد، چیزی مانند دوم خرداد 76که سید خاتمی را که امروز یاور میراصلاحات در انتخابات دهم است، بر مسند قوه اجرایی کشور نشاند. صندوق های رای از هم اکنون انتظاری سبز را مزمزه می کنند تا سرنوشتی سبز رقم بخورد. این «میرمردمی» حضوری مردمی را می طلبد نه چیزی دیگر...

نوشته شده در جمعه 1388/03/08ساعت 21:1 توسط ...me| |


Design By : Night Skin