تبليغاتX
دغدغه های امروزی


دغدغه های امروزی

نداری جرات فریاد خودت را در قفس گم کن...دلیلش را کسی پرسید بگو مشتاق تنهایی

  وقتی که دارم حرفهای دلم را مرور میکنم
تنها چیزی که بهش میرسم دو قطره اشکی است
که از چشمانم می ریزه ...
اگه حتی  انتظار یک عشق دلت رو آتیش
بزنه و از انتظار کشیدن بتونی تلخی غم را خوب
لمس کنی آن وقت شاید منو بتونی درک کنی ....
اما من فقط او را در قلب خودم و در
باورهایم و در رویاهایی خودم زنده نگاهش داشتم .
اگه تمامی ستارگان شب خاموش گردند و در
چشمانت توانستی تنهایی شب را در ک کنی و در
ته اون دلت از ته دل واسه دردل کردن با یه
دوست احساس نیاز کردی فراموش نکن کسی هست
که در این شهر همیشه به یاد توست
حسرت کشیدن را این همه تلخ تصور نمی کردم
ولی یاد گرفتم چون دیگر از این به بعد هر
ثانیه ام حسرت خواهد بود ...به وقت دوست
داشتن ؛ به وقت انتظار کشیدن و حتی به وقت
خندیدن ....
همیشه در قلبم تو هستی و خواهی بود
  

نوشته شده در دوشنبه 1385/03/08ساعت 23:44 توسط ...me| |


Design By : Night Skin